الملا فتح الله الكاشاني

436

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ) * و عدم اكتفاء به * ( إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً ) * غايت تهديد است تا معلوم شود كه اكل مال يتيم سببى تامست در داخل شدن به آتش دوزخ نه سبب ناقص صغيره بلكه كبيره آنست از كباير عظيمه و از امام رضا صلوات اللَّه عليه مرويست كه ادنى ما يدخل به النار اكل مال اليتيم نزديكترين آن چه بسبب آن به آتش دوزخ درآيند خوردن مال يتيم است پس فرمود كه قليلة و كثيرة واحد اذا كان من نيته ان لا يرده اليهم اندك و بسيار آن يكيست هر گاه كه قصد خورنده او اين باشد كه آن را به يتيمان رد نكند و نيز از آن حضرت منقولست كه ان فى مال اليتيم عقوبتين اما احديهما فعقوبة الدنيا فان اللَّه يقول و ليخش الذين لو تركوا الخ و اما فى الآخرة فان اللَّه يقول * ( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ) * الخ يعنى در مال يتيم دو عقوبت روشنست يكى از آن عقوبت دنيا است كه آن خوف ابتلا است بانواع بلايا كقوله و ليخش الذين و ديگرى در آخرت كه آن آتش سوزان دوزخ است كقوله * ( الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً ) * و حلبى از صادق ( ع ) نقل كرده كه در كتاب امير المؤمنين نوشته كه ان اكل مال اليتيم سيدركه و بال ذلك فى عقبه من بعده و ليلحقه و بال ذلك فى الآخرة بدرستى كه خورنده مال يتيم زود باشد كه و بال آن بوى رسد در دنيا و لاحق او شود و بال آن در آخرت و بعد از آن ذكر اين روايت فرمود مقاتل گفته كه اين آيه دربارهء مردى از غطفان آمد نام او مرثد بن زيد كه چون برادرش فوت شد طفلى بگذاشت و مال آن طفل در حجره او بود وى دست تعدى در آن دراز كرد حقتعالى انزال اين آيه فرمود و هر كه در اين امر مشارك مرتد است اين آيه شامل اوست و قبل ازين گذشت كه در جاهلية وراثت بقوة و مردى بوده و به جهت اين ميراث بمردان دلاور دادندى و زنان و اطفال را از آن محروم ساختندى و چون آيهء و للرجال نصيب الخ نازل شد حضرت بر بنى اعمام اوس بن صامت فرستاد كه در مال او تصرف نكنند و تفريق ننمايند تا مبين اين آيه نازل شود و بعد از آن حق تعالى به جهت تبيين اين آيه فرستاد * ( يُوصِيكُمُ اللَّه ) * وصيت مىكند يعنى امر ميفرمايد و عهد فرا ميگيرد از شما * ( فِي أَوْلادِكُمْ ) * در كار فرزندان شما و مقادير سهام ايشان يا فرض ميسازد به حكم خود دربارهء فرزندان شما سهام ميراث را بر اينوجه كه * ( لِلذَّكَرِ ) * مردان را باشد * ( مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * مانند بهرهء دو زن يعنى سهم مردى مثل سهم دو زن باشد هر گاه كه صنف ذكر و انثى بهم مجتمع شوند پس نصيب مرد ضعف نصيب زن باشد در انوار آورده كه تخصيص ذكر بتنصيص بر حظ به جهت قصدست بيان فضل او و تنبيه بر آنكه تضعيف كافيست براى تفصيل پس بالكليه زنان را از ميراث محروم نبايد ساخت و جملهء * ( لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * از براى تفصيل و نبيين جمله اوليست و رابطه در آن محذوفست و تقدير اينست كه ( للذكر منهم ) و حذف در آن به جهت مبادرة ذهنست به آن جابر روايت كرده كه اين آيه در حق من نازل شد